على ابو الحسنى ( منذر )

105

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )

مرحوم حاج شيخ محمد رضا بر عروة الوثقى ، تقريظهاى منظومى نيز دارد كه در يكى از آنها چنين مىخوانيم : كاظم اهل البيت بالعروة الوثقى * اتى فاستوجب الشكرا و الناس فى الاشياء قد تستوى * و ما استوت علما و لا خبرا و الشرع بيت للهدى قائم * و البيت اهلوه به ادرى « 1 » و در تقريظ ديگر : فقيه بيت الوحى ما خاب فى * عروة الوثقى من استمسكا فانّ اهل البيت ادرى بما * فى البيت من احكامه مدركا « 2 » در اهميت عروة الوثقى نسبت به ديگر تأليفات سيد ، همين بس‌كه آن مرحوم ، در تاريخ اساسا به‌عنوان نويسندهء اين كتاب ( يعنى ، « صاحب عروه » ) شهرت دارد . جالب است بدانيم كه سيد ، خود در زمان حيات خويش ، به ارج بسيار اين كتاب واقف بوده و استقبال فقيهان بزرگ آينده از آن را پيش‌بينى كرده بود . جناب حاج محمد رضا انتظارى ، مدير فاضل كتابخانهء وزيرى يزد ، در گفتگو با حقير ( مورخ 20 آذر 1375 ش ) از قول مرحوم حاج سيد على محمد وزيرى ( بنيادگذار كتابخانهء وزيرى يزد ) نقل كردند كه مىگفت : يكى از شاگردان بسيار ممتاز و مبرّز صاحب عروه شبى در عالم رؤيا مىبيند كه كتاب عروة الوثقى را بر روى بلندى گذاشته و جمعى آن را تيرباران مىكنند . از مشاهدهء اين صحنه بسيار ناراحت شده و مىرود به آنان اعتراض كند ، كه از خواب بيدار مىشود . وى تا صبح خوابش نمىبرد و صبح هنگام ، اول وقت خدمت سيد مىرسد . در محضر سيد ابتدا مردد بوده است كه ماجرا را براى سيد نقل كند يا نكند ؟ زيرا مىانديشيده كه اگر نگويد ، شايد اشكالى شرعى در كتاب وجود داشته باشد و نگفتنش درست نباشد ، و اگر هم بگويد ممكن است سيد رنجيده‌خاطر شود . به هرروى ، موضوع رؤيا را با سيد در ميان مىگذارد . به محض بيان مطلب ، سيد به سجده مىافتد و اشك‌ريزان ، سه‌بار شكرا لله مىگويد و سپس سر از سجده بر مىدارد ! فرد مذكور تعجب كرده و مىگويد : آقا ، خواب من و عمل شما باهم مغايرت

--> ( 1 ) . ديوان ابى المجد العلامة الاكبر الشيخ محمد الرضا النجفى الاصفهانى ، تحقيق : سيد احمد حسينى ، ص 86 . ( 2 ) . همان : ص 108 . اين حكايت نيز خالى از لطف نيست : حاج شيخ محمد رضا روزى مقدارى « من » يعنى گزانگبين براى مرحوم سيد فرستاد و به مناسبت ، اين دو بيت را كه در آن ، استادانه ، مصرع متنبّى ( شاعر بزرگ عرب ) : « قبولك منه منّا عليه » را تضمين كرده بود ، به محضر سيد تقديم كرد : بلا منّ عليك بعثت منّا / * اليك و ذاك احسان اليه / تقبّله من المملوك و اجعل / * قبولك منه منّا عليه ( همان : ص 145 ) .